X
تبلیغات
زولا

9مرداد

چهارشنبه 10 مرداد 1397

دیروز طبق روال کارای دفترو انجام دادم .رفتم خونه . یکم استراحت کردم و به خونه رسیدم. سبزی قرمه رواماده کردم . ماش هم به مقدار زیاد خیس کرده بودم و همشو روی گاز گذاشتم که بپزه. و اماده انداختم تو فریزر که هر وقت عجله ای خاستم غذا درست کنم ،دم دستم  وسایل آمادشو داشته باشم. مریم زنگید و ازم دعوت کرد بریم کنسرت. البته بلیطاش رایگان بودن و یه بلیط اضافی هم بهش داده بودن . گفتم شام درست کنم بیارم که قبول نکرد. یه نوشیدنی و نون باگت خریدم  و رفتم خونشون. پسرش خیلی شلوغ هستش و واقعا اعصاب لازمه تا باهاش کل کل کنی . ومنم تحمل ندارم با بچه شلووغ و پرسرو صدا جور بشم. کنسرت خوبی بود. ساعت 9 ونیم بود که هنوز تو صف بودیم بریم داخل سالن. دخترکانی دیدم که بنظرم تو شهرمون ندیده بودم!!اصلا ملت رد دادن واقعا... انگاری  عروسی مجللی دعوت بودن که توی صورتشون جایی برای ارایش بیشتر پیدا نمیشد!!خیلی سعی وتلاش کرده بودن که جای خالی پیدا کنن و ارایش بکنن. چه لباسهایی !!!یعنی انگاری داشتیم میرفتیم دیسکو!!بلا استثنا شال همشونون هم از سرشون باز میشد و خودشون بی خبر بودن. شاید عرف جامعه عوض شده و ما خبر نداریم. ولی هرچه بود من داخل شهر ازین نوع تیپ ها ندیده بودم! خوش گذشت .اهنگهای خوبی اجرا کردن. ساعت 12 ونیم بود که برگشتنی همسر مریم منو هم رسوند به خونه ام. الهی شکر...

نظرات (2)
خدا را شکر که خوش گذشته
آفرین
کنسرت خیلی خوبه ... حال آدم را عوض میکنه

در مورد ملت هم چی بگم... حتما خوبه اینطوری که اینطورین دیگه... من تو این تجربه اخیر هیچ جا دخترکانی با میزان آرایش و مدل لباس پوشیدن اینطوری ندیدم... و دیدم سادگی چقدر زیباتره...
پاسخ:
من به این نتیجه رسیدم که انسان باید از دورن یه اعتماد به نفسی یا یه نیرویی تو وجودش باشه که از قید و بند ازاد بشه. ازوقتی کاره خونه رو شروع کردم از اول فروردین میتونم بگم که بارها پیش اومده بدون ارایش معمولی که همه جا انجام میدم ،بیرون رفتم ... حس میکنم دخترانمون به این حس درونی نرسیدن و میخان به رنگ و لعاب ببخشید سوپرهای کفار باشن!!واین یعنی عدم اعتماد به نفس.باید باور کنیم ما یه انسان معمولی و عادی هستیم...کاش باور میکردیم.
ملت که به کل رد دادن ولی باز خوبه جای خوبی باهاشون مواجه شدی
پاسخ:
بنظرم همه جارو مجلس مجلل عروسی یا دیسکو فرض میکنیم. البته کنسرت بود اونجا. میتونم بگم هاج و واج موندم ازینکه ازین ملت داخل شهر ندیده بودم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد