X
تبلیغات
زولا

10تیر

یکشنبه 10 تیر 1397

ناهار امروزم اماده بود.فقط اینکه خستگی دارم انگاری کم خابم.شایدم خوب نخابیدم.دیدم با این گرمای وحشتناک نمیشه دوام اورد. صبحی چک 700 تومنیم که پاس شد  .گفتم برم یه پنکه ایستاده بگیرم.ماشالاه  گرونی نیست که ....یه دونه پنکه پارس خزر ایستاده رو 255 هزار گرفتم.خوبه شکرخد ا. خنک میکنه خونه رو .اومدم ناهار خوردم ودراز کشیدم. میخاستم به مریم اس بدم تا برم کمک کنم برای  تاکردن نشریه اس.منصرف شدم .تو خاب دیدم داره میزنگه .بین خاب وبیداری دیدم زنگید.رفتم کمکش و از خاطرات جوونی یا همون جاهلیت !!حرفیدیم. از دوست داشتن وعشق حرفید .اصلا مفهومی نداره برام.. از دوران دور حرفیدیم.ده سال پیش .چقدر پیر شدیم وخبر نداریم...خدا یا شکرت..  هرچی صلاح خودته ... 

نظرات (2)
مبارکت باشه
من با پنکه میونه ای ندارم
گرما از این حرفا گذشته ... پنکه پاسخگو نیست
توکل بر خدا
پیرنشدی... روزگار میگذره دیگه... بزرگ تر شدی
پاسخ:
قوبونش
خوب گرفتی. ما الآن آلمانیش رو گرفتیم 400 هزار تومن. البته همه شون قیمتا رفته بالا. ما پارسال کولر آبی میگرفتیم 250 هزارتومن
پاسخ:
اره کولر ابی ازون کوچیکاش 250 تا درمیاد .منتهی من کولر ابی رو حس میکنم رطوبت پخش میکنه نگرفتم.شایدم من اینجور میفکرم. خدا بخیر کنه اخرمونو ...
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.