X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

9تیر

شنبه 9 تیر 1397

این دو روز رو با عروسی داداش عروس بزرگمون سرکردیم . انصافا هم خیلی وقت بود عروسی مروسی نرفته  بودیم وبهمون خوش گذشت.برای شام حنابندون دعوتمون کردن و فرداش یعنی جمعه رفتیم تالار. خوب شد شوهر ننه ام ماروبرد.اینجورجاها که میخام برم ،دوس دارم یکی دیگه رانندگی کنه. حسابی هم بزن  و بکوب بود. عروس و دوماد هم راستش جوون نبودن. 35 به بالا بود سنشون .میگم خوبه هرکاری زمان خودش اتفاق بیوفته ها. بنظرم طراوت و جوونی تو چهرشون نبود. شایدم دلاشون هنوز جوون بود و ندیدیم!!دخترخاله وپسرخاله هم بودن. اون وسط برادر عروس خیلی به چشم میزد..خخخخ. دیشب هم که رسیدیم خونه ننه ام ،وسایلاموبرداشتم و برگشتم خونه خودم.باید عادت کنم به خونه خودم. اونجا که میرم یه وقت هوایی نشم..عروس بزرگمون میگه بیایین جهازو ببینین!شما هم باید جهاز بگیرین دیگه! خاستم بگم ما جهازمون زودتر ازیشون خریدیم با یک عدد خونه...شب حنابندون تا ساعت 2 شب بیرون بودیم. ملت هم همیشه خدا بیرونن . ترافیکی که اصلا قصد نداره روان بشه..ماشین سواری  وترافیک هم شده برای ملت تفریح .بهرحااال. خوش گذشت بهم. خداروشکررر. چقد خابم میاد سرصبحی ...

نظرات (2)
سالم باشی دختر فعال
خوبی؟
کارات مرتب شدن؟
با خونه ی جدید کلا راحتی؟
پاسخ:
سلام.اره عزیزم راحتم.کارام هم یواش یواش مرتب میشی.
خدا را شکر
همیشه به عروسی و مهمونی
پاسخ:
قوبون چشات برم من
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.