X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

7اردیبشهت

جمعه 7 اردیبهشت 1397

دیروز ساعت 4 نقاش اومد .گفتم بهم خبربده تا کلیددستش ندم .بالاخره درب خونه هم عوض شده نمیخام کلید دست کسی باشه..احتیاط خوبه ...گفتش کار زیاده فردا یعنی امروز هم باید بیام گفتم ایرادی نداره شما صبحی به من زنگ بزن من خودم بیام...دیروز رادیاتیه سرکوچه هم اومد..میگه ببخشید دست خالی اومدم ها..ان شالاه دفعه بعد دست پر بیام..خخخخخخخخخ...نقاش برام بغیر از 1200 تومنی که داده بودم یه مبلغ1100 تومنی هم درآورده بود .یعنی خرج رنکاری کل اپارتمان فندق من شد2300 تومن ...صبحی که رفتم دروباز کنم فاکتورشو داد دستم . گفتش به رییست بدم !گفتم داخل خودم!!گور خود رییس میخاد نقد بده که خودم اینکارو میکنم...این رییس منم وقتی میبینه وضعم خوبه قشنگ نقد نقد با اشناهاش حساب میکنه .یعنی توفیری نداشت اشنا بودن کسانی که اورد برای کار..درسته اول اخر باید پولشونو بدیم  ولی خب من فک کردم وقتی اشناشه میتونه مثلا برای سرماه بهشون چک بده...دیروز اشارشو دادم که شما100 تومن از مونده حقوقمو ندادین. درسته100 تاشو داد ولی حرفی حدیثی از افزایش حقوق نزد..کارمنداش زیاد شده به فکر حقوق مزایای اوناس...به دردش همونجور آدم ها میخورن که قدم برنداشته قیمت تعیین کنن تا ایاب ذهاب داخل شهرشونم جور بشه .میدونم که ایاب ذهابشم میده ...هرکی پرروتر برنده تر..1سال نیست اومده اندازه حقوق من میگیره...اونم برای3-یا نهایت 4 ساعت..طراح باشه ..ایه قران که نمینویسه . نه قرارداد داریم نه چیزی ...همه سیاهی لشکریم برای جیب رییس...منتها اینا قبلا طی میکنن ...بعدش میان با قرو قمیش کار میکنن..بهرحااال.  نمیدونم وقتی مشکل داره گرفتاری داره همشو میاد چرا سرمن خالی میکنه..اونم از شانس قشنگ منه...اقایی که داشت کادو میداد بابت سرامیک کاری !!!افزایش حقوقی هم نزد اصلا!! همش زبون بازیه ..سروقتش میذارم تو کاسه اش...بهرحااال.. امروزم فتم دروباز کردم و نقاش اومد . اینا ..رفتم 1100 تومن. زدم به حسابش و رویه پریز خریدم و آوردم بستمش .کارگرای کاشی کار حالا ندیدم یا ریموت نورمخفی رو انداختن تو اشغالا! یا برداشتن!!پرسیدم گفتش 30 تومنه اونا...البته یه نور سبز ابی داره که خوشم میاد ...کافیه برام...امروز نقاش نشونیای هیئت مدیره رو داده! میگه اومد داخلو دید ..میگه خانوم خیلی هزینه کرده اینجا...پنجره هارم عوض میکرد!!! گفتم خودش گفت این حرفو.. من درب که داشتم عوض میکردم گفتم مثه وحشیا نزنگه و حمله نکنن که چرا ال کردی چرا بل کردی...پنجره ها هم از خدامه عوض کنم پی وی سی بزنم..البته همشون پشت پرده میمونه..من خونه نورگیر دوست دارم... اتاقها هم قشنگ نورگیرن..موقع زمستون و پاییز هرچی نور باشه بهتره..خلاصه حسابی خوشش اومده !!گفتم یه رویی دارن ایناها...دونه دونه نشونم دادن!!!بگذریم....پیرزن طبقه4!! هم یه لحظه دم در منو دید !خاست گزارشاتشو تکمیل کنه!!!اونقد بدم میاد که خدا میدونه!!خودت میای!! خودت میری!!مبارکه!!دروبستم گفتم اصلا به تبریک تو نیازی نیست...بیخیال..من که نمیخام آمار کسی رو بگیرم صبح میرم ظهر میام...خدارو چه دیدی شاید صبح رفتم شب اومدم ...خخخخخخخخخخخخخ...خلاصه نقاش هم تموم کرد و کلی حرفیدیم و خدافظی کردو رفت....بالاخره دارم خرج میکنم برای خونه دیگه...برای خوشی و سلامتی و زندگی خودم...الهی شکر..امروز صبحی یه شورو شوقی پیدا کردم ....وقتی جملات مثبت آدم میشنوه میخاد بال دربیاره ..دوستای گلی هم اینجا دارم که راهنماییم میکنن. نظرم درمورد پرده عوض شد..بهتره اول زیر پردشو بگیرم...خونه دیده نشه داخلش..بعدن برای پرده زبرا که گرون درمیاد اقدام کنم...پرده ساتن که دوست گلم گفتش خوبه .بنظرم زیاد هزینه نشه خوبیش اینه خونه دید نمیزنه بعدا هم میتونم پرده زبرا بخرم...خدارو شکر  دوستای گلی هم اینجا هست نظر و تجاربشونو بهم میگن..به ننه ام هم گفتم که هفته دیگه بریم یخچال و سینک و هود و گاز هم بخریم گفتش باشه...میگه داری حسابی تو خرج  میری ها..گفتم اصلیاشو بخرم .بقیه رو خرد خرد میگیرم...امید بخداااا...

نظرات (1)
سلام
عالیه که با برنامه میری جلو
مبارکت باشه
انشاله به زودی میری تو خونه و همه چیز درست میشه
بعدا خرد خرد تکمیل و تکمیل تر میکنی وسایل را
پاسخ:
سلام عزیزمممممممممم
فدات شم...
امید بخدا
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.