30 فروردین

پنج‌شنبه 30 فروردین 1397

واقعا روزای پراسترسی رو دارم سپری میکنم  و بیشتر این ناراحتیا و عصبانیا از طرف این رییس (خدابگم چیکارش بکنه) هست. آخر ماه که میشه فقط دنبال بهونه اس. فقط میخاد یه بحثی  پیش بیاره . یه گنده لات بازی دربیاره. یکی نیست بگه اون پسر کونیت همون بتونه گیم بازی کنه تا بتونه دوماه دیگه زندگی مشترکشو انجام بده!!من  احمق دارم  دفترتو سرپا نگه میدارم...دیروز که اخرش با گریه کارمو تموم کردم. امروزم همچین توفیری نداشت .ساعت 2 رد شده بود که تموم شدکارا...ناسلامتی 5شنبه بود و قرار براین هستش که مام آدم حساب شیم و 1ونیم تعطیل کنیم...صبحی میخاستم  دوباره برم پیش اون خانوم دکتر سنتی ...منتها نشد که برم .ازونور هم گفته بودم کار بانکی دارم.زود هم اومد ومنم پاشدم رفتم بانک تا اقساطمو واریز کنم... دلم برای بابابزرگم تنگ شده بود. یه بسته خرما خریدم تا خیرات کنم براش. میخاستم بدم نونوایی علی پخش کنن خرما رو که اونم نشد امروز.سرظهری بدو بدو رفتم سرمزار بابایی و اقاجون . عصرهم  با ننه ام رفتیم دنبال سرامیک .ازون خانومه پرسیدم که اگر کاشی و سرامیکای حموم رو با چسب بچسبونن موردی نداره .گفتش ضعیف عمل میکنه .وقتی یه جایی دایما رطوبته و نم هستش و آب بازیه توش. البته دایما یعنی کاربرد حموم همینه دیگه در واقع، بنظرمنم منطقی نیومد ...سیمان و ملات نیست که ، چسب هستش...زنگیدم  به رییس!!تا بگم همچین جریانی هستش... صداشو بلند کرده !!هرکاری میخای انجام بده .هرچی دوس داری بگیر!!(اخه کاشی کار  فامیل ایناس و منم مثلا خاستم  انتقال بدم این حرف رو )مرتیکه نره خررررر... مثه خر هم کار کنی براش آخرش یه روی سگی داره که نشونت بده!!منم گفت باشه باشه !قطع کردم. بعدش که زنگید ج ندادم... اونجا هم یه شکم گنده ای بازنش اومده بود!!زنه میگه سفید نباشه سرامیک ها..میگه بله دیگه از روی تنبلی برای تمیز کردن!!دیدم دارم ناخودآگاه بامرتیکه کل کل میکنم .رفتم اون طرف نمایشگاه !!جونشون درمیاد انگار .خب عوضی یه ذره احترام بذار به حرفش!! هر جورهم مثه خر پاشون وایسی بازم جلوی مردم دوس دارن بکننت زیر خاک!!! 48 متر سرامیک 50*50 ،کرم روشن خریدم. البته من سفیدشو میخاستم ! ننه ام انتخاب کرد ...واقعا آدم تنهایی خودش فک کنه و انتخاب کنه بهتره..حالا من که خودمو تطبیق میدم با رنگی که ننه ام انتخاب کرده...ولی حرفم سراینه هی حدیثو آیه و نظرات مختلف میاد وسط که من خوشم نمیاد....قراره فردا سرظهری بیاره تحویل بده دم در ...منم گفتم کارگر هم بیاره تخلیه کنن. ازونور هم ننه ام گفتش بریم آشپزخونتو بشوریم و تمیز کنیم که فردا پسفردا کاشی کار که اومد ترتمیز باشه..رفتم 4تا بطری جرم گیر خریدم .اشپزخونه رو  با کمک ننه ام شستیم و تمیز کردیم.موند پذیرایی که یه طی لازم داره تا تمیز بشه کف...رنگ سرامیکا خوبه .کرم روشن هستش ....بنظرمنم اگه کثیف بشه مثه سرامیک سفید رنگ زود نشون نمیده ...اینم بهتره...هالوژنهای پذیرایی رو روشن کردم اونقد خوشش اومدومیگه ان شالاه بسلامتی...لوستر هم نمیخرم..یه میلیون لوسترو میدم فرش میندازم زیر پام....بعدن میخرم .خیلی خسته ام...ولی عوضش اشپزخونه خیلی تمیز شد.حاضرم بازم برم جرم گیر بریزم ..البته سرویس بهداشتی و حموم رو هم بعدن تمیز میکنم...فعلا کارگر میاد میره کثیف میشه ذاتا....حالا نمیدونم دوباره چرا زنگید رییس !!حوصله شنیدن حرفاشو نداشتم...ازون دختره تو نمایشگاه پرسیدم چسب سرامیک رو میشه روی گچ زد و سرامیک چسبوند که گفتش میشه...حالا باز باید از کاشی کار بپرسم ،اگر که امکانش بود 20 مترم میگیرم برای اتاقها که سرامیک بزنه ...امیدوارم روی گچی که کف اتاقهاس بشه همچین کاری کرد .خیلی ترتمیز میشه و همه جا یه رنگ درمیاد ...باید بیاد شروع کنه تا ببینمش و بپرسم ازش...خیلی خسته ام...ننه ام هم خسته شد ..کلی کار کرد .هی گفتم دست نزن نمیخاد که دیدم داره کار خودشو میکنه ..دستشم درد نکنه .الهی بامید خودت...خدایا کمکم کن...

نظرات (2)
مبارک باشه
کف اتاقها که قطعا نمیتونه گچ باشه
شاید سیمان هست
روی سیمان میشه از این چسبا زد
پاسخ:
سلام عزیزم
اره همشون یکدست شد. فدات شمم. پیشکشه عزیزم
انشالله به شادی بری تو خونت. خسته نباشی واقعا. دست مامانت هم درد نکنه که کمکت اشپزخونه را شستن.

کاشی کرم عااالیه.
پاسخ:
فداات شممم.مرسی
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.