X
تبلیغات
رایتل

28فروردین

سه‌شنبه 28 فروردین 1397

دیروز هم فوق العاده درگیر کار بودم و کم مونده بود منجر به بحث بشه !!امروزم همچنین ...دیروز رفتم پیش یه دکتر خونگی یه خانم مسن بود ...یه معاینه ای کرد تقریبا پایین معده ام رو ..وقتی یه همچین موردی پیش میاد و طرف میگه حس میکنم یه چیزی تو گلوم مونده ... ما ترک ها به زبون خودمون میگیم که لقمه مونده تو گلوش! یا به زبان فارسی معادلش میشه طرف غم باد گرفته !یه چیزی انگاری گیر کرده تو لوله هات!!این خانومه گفت لقمه مونده !!یکم پایین معده مو فشار داد و بقول عامیانه ور رفت  تا اینکه یه صدایی اومد.و بی ادبی نشه یه صدایی مثه پایین رفتن یه چیزی از لوله هات!!مسخره ام نکنین لطفا .مچکرم.خلاصه تا شنید این صدارو گفت لقمه حرکت کرد ازجاش! البته باید چندروز بگذره تا ببینیم چی میشه .ان شالاه  با همون معاینه خانومه  حل بشه. درد سینه هم میگفت ازونه...حالا. بعدش با زهرا قرا رداشتم .رفتم باهم یه چیزی خوردیم و اون میخاست مانتو بخره!!من زحمت کشیدم 100 تومن دادم مانتو گرفتمجی نکنم نمیشه.یعنی محال ممکن هستش.طفلی هم یه جوریه همسرش پول درست و حسابی نمیده بهش تا خرید کنه. من هم هربار باهاش میرم بیرون کمتر از100 تا خرج نمیکنم...ان شالاه نرنجه. ولی خب عادت بدی دارم یا خوب . اما بنظرم لازمه . دارم از خودم برا خودم میخرجم بهرحال....این وسط کسی نیست که بگه چرا ،آیا و نباید و شایدم نشاید!! رفتم یه سر هم به خونه زدم سیمکش هم اومده بود هالوژنها رو نصب کنه ..نقاش هم تقریبا داره تموم میکنه کارشو...قشنگ شده خونه . به دلم داره میشینه .هی دارم هزینه رو به 18 تومن ختمش میکنم .میبینم نمیشه !هی خرج در میاد .وسایل برقی برام  تا اینجا785 تومن درومده .سیمکش هم 600 تا خواهد گرفت . این شد1400 تومن...یه لوستر و 3تا آویز میشه بالای 600 تومن ...امروزم داشتیم دیگه سرظهری دعوا میکردیم.که بازم حل شد و یکم با وکیل سروکله زدیم .یه کم با بهاره دوست و همکارم و یه کم هم همکار شهرستانیم .که به همشون گفتم دور شین !!!چه بی ادب!! یعنی میخاستم پاچه بگیرم خداشاهده!!!فقط با خنده تونستم بگم دور شین!!!بی تربیت شدم...بعدش دیدم واقعا نمیکشه اعصابم حتی بلند شم بیام خونه..یکم نشستم رییس اومد .سرظهری زنگیده بودن بیا درب ورودی رو تحویل بگیر..دستش درد نکنه رفته بود تحویل گرفته بود...درب ورودی هم اومد.فقط گفتم تورو ارواح خاک پدرم .درب ورودی رو بی کم و کاست تحویلم بده تا گیر سه پیچ ننه ام از بین بره..امروزم گفتم بزنگم ببینم زهرا کجاست تا بریم پیتزا..دیدم ج نداد.آگهی  همون وکیلی که پرونده پدرم رو برام پیدا کرده بود و بردم و یه جایی تحویل دادم. بعدش رفتم پیتزا...زنگیدم که زهرا چیکار کردی مانتو رو . گفتش حلش میکنم بیا ببر ..پیتزا خریدم و رفتم خونش .تنها بود .یه قهوه ای هم خوردیم.چقدرم اشکال خوشجل موشجل تو قهوه من افتاده بود.همه چی واضح و روشن دیده میشد. بعدش دهن گشادی کردم و گفتم خونمو دارم تعمیر میکنم.گفتش حتما باید بریم ببینم.بردمش نشون دادم .میگه اونقد قشنگه اصلا دلم نمیخاد ازش بیرون بیام!میگم بچه هات منتظرن هاااا...ازمدرسه درومدن هاااا...موقع پیاده شدن میگه باید برای چشم روشنی یه ساعت بگیرم .میگم ازون70-80 تومنیا؟ میگه خوبه؟میگم 2800تومن دادم کناف کار که سقف کاذب زده ؛حداقل یه ساعت 300 تومنی باید بگیری!؟ خخخخخخخخخخخخ....خدافظی کردیم و رفت .رفتم یه جایی هست ظرف سیب زمینی پیازاش مخفیه!!انگاری صفحه برمیگرده جای پیاز میشه!!2طبقه اس..منم برای چیز دیگه ای لازمش دارم!!!خخخخخخخخخخخ...یارو داشت میگفت یه جای سیب زمینی پیاز آکبند بیار  برای خانوم!!یه خنده ای کردم و گفتم آقا من برای چیز دیگه ای میخام!!خخخخخخخخ...90 تومن هم دادم برای اون...میذارمش تو اتاق .خلاصه فردا باید بریم سرامیک بخریم باندازه 45 متر مربع ...این یارو هم گفته1500 میگیرم هم درو نصب میکنم هم اون جای سرامیکای بادکرده رو عوض میکنم  و هم اینکه پذیرایی و اشپزخونه و سرویسا رو سرامیک با چسب میزنم.من که نمیخام سرویسا رو دست بزنم .فقط پذیرایی و اشپزخونه...درسته بعدا دوباره کاری میشه .ولی بنظرم زیادی دارم خرج میکنم ...بیشتر ازین بشه نمیتونم لوازم خونه بگیرم...توکل بخدا...سرامیکای متری20 تومن میخرم...اگه از 1500 دستمزدش کم نکنه .یه 2500 هم افتادیم اینجا...خدابخیر کنه..اای وای چقد نوشتم...خرید دیروز و امروزم و یه مقدار وووای چقدر قشنگه زهرا دلمو گرم کرد...دیروز میگه برو شکر کن شوهرت تو جیبته!!(منظور عابرکارت) برای یه مانتو باید 80 جا سربزنم قیمت کنم ؛تا مناسبشو گیر بیارم ،حالا بیا راضیش کن که مشرف شه بیاد بخریم...میگه دیروز50 تا خرج کردم فقط یه بلیز خونگی خریدم و امروزم یه 90 تا هزینه های لازم رو انجام دادم زنگیده میگه :تو نمیدونی من بدهی دارمممممممممم..قسط ماشین دارم....والی آخر ....سخته بنظرم خیلی هم نه !خیلی زیاد!!من ازین لحاظ منعی ندارم. خرج خونه میکنم اصلا ننه ام نمیگه چرا آیا و نشاید و نباید ..البته میگه ولی من کاری که بنظرم انجام شدنی و با هزینه هام جوره ؛انجام میدم...فردا باید با ننه ام برم لوستر پسند کنیم .اصلا به قیمتش توجهی نخاهد کرد .حتی اگه گرون باشه!چون همه اش آش کشک خودمه....و اینجا باید بگم خدا بیامرزه پدرمو که بی منت دارم خرج میکنم ...یه مسائل حاشیه ای دیگه دارم من که با زهرا که متاهل هستش خیلی میفرقه ...بقولی هرکی درد خودشو داره...واینکه ناراحت اینم که دیروز سالگرد بابابزرگم بود و من احمق اصلا یادم نبود!!امروز صبحی که متوجه شدم یه فحش آبدار به خودم دادم...و ناراحت شدم..که بابابزرگم یه عزیز عزیزتر بود برام ؛ که باعث شد تا 8-9 سالگی اصلا نفهم که من بی پدر هستم...وقتی فوت کرد سال71 تازه فهمیدم که بی پدر شدم...یادمه با اون سن کم با دخترخاله ژیلا ؛ اون سر چمنزار نشستیم . گریه کردیم ...خدابیامرزتت بابا ...چقدم ملموس بود برام نبودنش...یه حسی بود که 9سالگی میتونستم بفهمم عزیزمو از دست دادم...نور به قبرت بباره بابایی...منو ببخش دیروز خیراتی هم نکردم برات ...اصلا یادم نبود ذره ای...زهرا یه چیزی هم گفت که میخاستم برای اون برم آرامستان واز اداره اش بپرسم ..راستش میخام ببینم بالای قبر آقاجونمو برام رزرو میکنن!!دوست دارم زمان مرگم منو تو بغل آقاجونم دفن کنن...اینجوری میتونم لذت بغل آقاجون رو هم حس کنم...حالا باید بپرسم ببینم هزینه ای میگیرن یا همین که وصیت کنم کافیه ..منتها از یه طرفم دلم نمیخاد به قبر آقاجونم دست بزنن...اما شاید وصیت بکنم و بعداز مرگ همچین کاری بکنن ؛ ناراحت نشم..باید بپرسم...خدااجووون  کمکم کن یه چندسالی بتونم به آرزویی که میخام برسم ...بعدش هم هرچی صلاح خودته...دوست دارم روزی برسه که بعداز تکمیل جهاز خونه ام...یه ماشین!!خوشجل هم بخرم...یه چندتا سفرهم برم!!آرزوم زیاد شد!!!نگم دیگه...امیدم خودتی فقط خدااا جووون...

نظرات (1)
سلام دوست جونم
خوبی
فضولی نباشه ها.. دوست و آشنا میان خونه ت را میبینن حتما صدقه بده... کم هم باشه مهم نیست ولی حتما بده... چشم بد ازت دور
الهی هرچی میخوای زود زود به دست بیاری
سرویس ها را هم همین حالا درست کن... خریدن وسیله بعدا آسون تر هست تا دوباره بخوای بنا و عمله بیاری
خدا پدربزرگت را هم رحمت کنه
پاسخ:
سلام گلم. فدات شم. نذر کرده ام عزیزم. صدقه هم میدم.قوبونت بشم. میخام از خیر لوستر بگذرم .میشه 1 تومن قیمت لوستر و آویز. عوضش بدم کاشی و سرامیکای حموم رو از روش تازشوونو چسب بزنن..بازم مرسی .خدا همه رفتگانمونو بیامرزه .دوستت دارممممم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد