X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

23آابان

سه‌شنبه 23 آبان 1396

تموم هفته قبل رو یکسره ناراحت ازدست دادن اقوام رییس بودم . به تصادفی که کرده بودن فک میکردم.خاهر کوچیک رییس به هوش اومده و خوشحالن.ازپریشب هم این زلزله  که یه زخمی شده به جون همه افتاده.همون شب ماهم لرزیدیم .چندوقته پرده پذیرایی آماده اس.منم گفتم یه پولی میدی نصاب میاد تمومش میکنه .اخرش علی نذاشت گفتش خودم میام درستش میکنم.دو شب هم درگیر نصب پرده هاییم. مصلحت خدارو نمیشه عوض کرد منتها همش باخودم میگم خداجووون قربون بزرگیت من یه آرزو دارم .خونمو بچینم و اماده اش کنم .فرصت میخام.به نظرم دوباره رفتم تو فاز منفی.امروز تصمیم داشتم برای کمک به زلزله زده ها 100 تومن بدم .منتها دیدم هی میگن وسایل ضروری میخان و پتو ایناورفتم سه تا پتو خریدم .فروشنده گفتش ماهم تخفیف میدیم حالا که دارین میبرین برای زلزله زده ها. تو خیابون ایالت  جلوی شهرداری غوغا بود.آب معدنی فک کنم یه کامیون بزرگ میشد .جای پارک پیدا کردم و از ماشین درآوردم. یه پرایده بوق زد گفتش اجازه هست از تو ماشین.بابا عکس نگیررررررررررررررررررررررر..نمخاااااااااااااام. سردرد بدی دارم که فقط گفتم بالا نیارم .این جور سردردها هم تازه به جونم افتاده.مریمی میگه میگرن شدید دارم.اونقد خودمونو برای کار ازبین داریم میبریم که بااین همه استرس و عدم استقبال از تصمیمات شخصیم.نمیدونم آخرم به کجا میرسه.خدایا شکرت باشه .مصلحتمون دست خودته.توکل به خودت...

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.