10خرداد

چهارشنبه 10 خرداد 1396
مثل اینکه این سرماخوردگی وگلودرد نمیخاد دست از سر من برداره..دیروز طبق معمول سرکار بودم تا ظهر /وقت دکترهم گرفتم برا مامان.سرظهری هوس قورمه سبزی!!به سرم زده بود!یکی ازین غذای اماده شهر هستش که ماه رمضون هم دایره !وبا کلی مشتری..خلاصه یه پرس گرفتم ..اونقد خسته بودم که ساعت5 به زور بیدار شدم وخاهری کمک کرده بود تا مامان حاضرشه ورفتیم بسوی دکتر.خاله هم روزه بود منتهی گفتش میام.رفتیم اونم برداشتیم از خونشون.ماشینو انداختم پارکینگ و پیش بسو ی دکتر.طفلی مامان حقوق یک سوم ماهیانه شوهرشو خرج کرد.دیگه تا دیدم تا رسید به باز کردن گچ ؛ 100 هزارتومنو کارت کشیدم.ولی بازم شکر پلاتین و پیچ ومهره کارنذاشتن تو استخون دستش.اینش خیلی خوبه.خاهری هم تقریبا حالش خوب بود.به ننه ام میگم من هوس ماکارونی کردم.دیدم خاهری اومده لباسای منو پوشونده داره هدایتم میکنه به سمت سوپرمارکت! ننه ام هم تا رسیدیم خونه گفتش مامان حسابمون چقد میشه !منم گفتم ویزیت و اینارو با پولی که داده بودی حساب کردم.منتهی باز کردن گچ دستتو 100 تا از کارتم کشیدم..دیدم آورده 100 تا رو میده میگم بذار بمونه !میگه نه  دستت درد نکنه.بهتره دستش .این گچ سبکی هم که گرفتش ورم دستشو میخابونه.دکتره گفتش بعداز یه مدت  خودت بازش کن..یعنی برای باز کردن گچ دست 100 تا ازآدم بسلفی خیلی بی انصافیه..داروخونه بودیم .میگم دیگه دکتر شارژ ماهیانه این ماه مطبشو تامین کرد ازما!!!ولی بازم شکرر که دستش بدون پیچ ومهره داره جوش میخوره ...شکر خداا..

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.