9خرداد

سه‌شنبه 9 خرداد 1396


دیروز یه مقدار کارا کم بود.البته پسررییس که میاد وکمک میکنه ، کمتر میشه.منتها همیشه اگهی تایپ نشده دارم دم دستم.بازم شکرر.تولد مهدی بود .گفتم بذار یه تبریکی کادویی بهش بدم.(عوض اون لباس مجلسی که کادو داده بود بهم دربیاد) یه مقدار هم احساس خوشحالی کنیم دااا.عصری هم خاهری جراحی پیوند پودر استخوان داشت.رفتم برداشتمش وبردم گذاشتم مطب دکتر.یه ساعتی گشتم تو خیابونا .اینور اونور..خیلی وقت بود داخل شهر نگشته بودم.با وجود همه خستگیم ودستور خاهری که ساعت7 بیا دنبالم!!!منم از فرصت استفاده کردم.مثه همیشه فقط به فکر خریدن کفشم!!خدا منو نکشه.هرچقدم بخرم باز احساس کمبود میکنم!!دیدم شرکت 280 تا،زده به حسابم.چقدر اینا خسیسن!!هرچقدم بهشون گفتم 300 تاش نکردن هاا.5 ساله دارم باهاشون کار میکنم.البته اینم هستا واریزی فروردینو کامل زده بودن به حساب..بازم شکرر.یه جورایی مهدی داره چس ناله میاد! ومنم دارم پی میبرم که خبری نیست از کمک مالی..میگم اولین کار رنگ کردنه خونه اس.میگه میدم بچه ها رنگش کنن.دیگه نخاستم به بقیه چیزا اشاره کنم .چون بهتره با این اوضاع ندارم ندارمش.همه چیرو نذارم کف دستش.چون شکر خدا 7 تومن مستاجر اخر این ماه تکمیله.وحتی حساب کتاب هم کردم که هم میتونم کابینت بندی کنم از نو  اشپزخونه رو.ویه تغییرات کلی داخل خونه انجام بدم.بهتره چیزی بهش نگم.وفقط گفتم باید خونه را خالی کنم.حتی ماشینم میفروشم..که گفتش نه ماشینو نفروش.گفتم مجبورم .و اونم گفتش یه سال دیگه بده اجاره بذار رهنش کم بشه واینا که دیدم داره چس ناله بازی درمیراه و بهتره روش حساب نکنم.وهروقت سال دیگه شد خبر آزاد سازی خرمشهرو بهش بدم.که فک کنم لزومی نداره اصلا بگم!والاه..میگه باغچه رو گذاشتم فروش. درختای سیب قشنگی داره .میگه75 گذاشتم.منتها65 خاستن که ندادم.حالا ببینیم چی میشه.نمیخاام از مسائل مالیم باخبر بشه .لزومی هم نداره .فقط فکرم درگیره که اگه کابینتای اشپزخونه با قیمت مناسب مثلا7 تومن تموم بشه ؛خیلی عالی میشه .نصفشو نقد میدم بقیشو قسطی.تازه بامید خدا میتونم هودوسینک و گاز رومیزی بگیرم.اشپزخونه رو قیمت بدن .میتونم برای بقیه کارا حساب باز کنم.تازه بازم هزار مرتبه شکر..ماهی 400-500 تا خرج خودمو کنار میذارم.با 400-500 تا پول قسطام.بازم 1 تومنی یا 1و500 برام میمونه که میتونم خرید کنم وقسطی پرداختشون کنم.  دیروز میگم تا آزاد سازی خرمشهر من؛ 40 روز مونده همش..فک کنم بهتره انتظار نداشته باشم که بیاد 2-3 تومن تو رهن مستاجربهم تقدیم کنه!!نداریش همه عالمو گرفته..خدا کمکش کنه.خونه زندگی خرج داره میدونم.من خودم با این وضعیتی که مثلا تحریم ایجادکردم ماهیی400 تا خرجمه.100 تا فقط بنزینمه در ماه.حالا خوردنی چیزی میگیرم یا یه چیزی میخرم بازم خرج در میاد براام.ولی بامید خداااا فقط...این پول قرعه کشی هم میتونه نوید بخش خریدای دیگه باشه برام.گذاشتمش با مید خداا باهاش مبل و تختخاب بگیرم برا خونه....یه سرویسای مناسب میگیرم.دنبال مبل 8 میلیونی یا تختخاب 6 میلیونی و اینا نیستم.مبلایی رو دیدم تو تلگرام گه با 2یا3 تومن خیلی هم شیک و درخور خونه اس وتختخاب همچنین. فرشارو از همکارم میگیرم .فرش فروشی داره .رادیاتارو از همسایه سرکوچه محل کارم.منتهی حتما باید پذیرایی دیوارپوش بشه ..که اگه نشه خودمو نمیبخشم.سعی میکنم از کناف و سنگ صخره ای پرهیز کنم.البته اتاقا کفشون هم کف پوش میخااان.وپرده اتاقا و پذیراایی.واااااااااااااااااای.دوسال باید بکوشم تا خونه جمع کنم....حالا پیداکنین پرتقال فروش را؟؟ لطفا کمک کنین قیمت بدین دستم .خونه فرش داشته باشه فعلا کافیه .قرار نیست که اول کاری بگیرم بچینم.مهم کابینت ورنگ وکف ودیوار وپرده اس.کابینتا اونجوری که میخاام بشن.یه کار اساسیه واسه خودش.چون خوبیش اینه که اگرم وسیله ای بخرم.دیگه فکر اینو نمیکنم که من باید اول تغییرات کابینت بندی میدادم.یه جورایی بنظرم یه کار اساسی محسوب میشه.دیگه 7 تومنو هم فداای اشپزخونه میکنم.ولی یخچال هم از ملزوماته هااا.خونه حتی خالی هم باشه باید یخچال داشته باشه..راستش نمیدونم بامید خداا که بلندپروازی نباشه .ولی میخاام خورد خورد بگیرم ولی لوازمی بگیرم که دیگه مثلا 2 سال دیگه نگم این به دردم نمیخوره یا باید بزرگترشو بگیرم وازین جور مسایل..از حساب کتاب خونه که دربیام.بالاخره رفتم دنبال خاهری ویه لحظه دست داد دیدم مثه یخ میمونه .استرس داشت ولی به روی خودش نمیاورد تا ساعت 8 وخورده ای طول کشید تا تموم بشه و همون جا 1و700 کارت کشید..باز شکر خداا پول دیه اش رو کامل گرفته وغمی نداره .یه مقدار قرص ودارم گرفتیم بعنوان مسکن واومدیم سمت خونه ومن از ساعت 6 صبح سرپابودم ونا نداشتم .اومدم یه غذای سبک هم درست کردم و مثه جنازه ها افتادم .امروزم باید برا مادری وقت بگیرم تا عصری ببرم گچ دستشو باز کنن.ان شالاه بسلامتی استخدام شدم من..رییس هم کماکان داره حرص منو درمیاره !!هنوز نخاسته مبلغ 100 تومن از حقوق ماه پیشمو بده !!جل الخالقی شده برا خودش.تقزیبا دارم از کسانی که روشون حساب میکردم بیخیال میشم..بازم امیدم خدااس.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.