X
تبلیغات
رایتل

26بهمن

پنج‌شنبه 26 بهمن 1396

تصمیم دارم همون ست اشپزخونه رو که میگم درحدود 1 تومن میشه رو بگیرم.دیروز میخاستم برای تشکر ازوجود خودم ! بعدازظهر با ننه ام برم اون ست آشپزخونه رو که شامل یک سری جاحبوباتی و سطل و یک سری دیگه شامل ظروف پلاستیکی و جانونی و ترازو و این جور چیزا میشه رو بخرم.ماهان هم اومده بود پیش ما.بدجوری سرما خورده قوبونش برم.ماشالاه ننه اش نه شربتی بموقع میده بچه بخوره و نه غذایی که بهترش کنه.یه فرنی ننه ام درست کرد براش.سرمیز غذا گفتم که بعد ناهار بریم اون سرویس ها رو بگیریم. اماده شدیم رفتیم .نزدیک خونمون بود (یه خیابون اصلی انورتر). سرویس گلبهی که من دیده بودمو کامل نداشتن.ننه ام گفت بنفش تیره بگیر.منم گفتم رنگ روشنو بذارم برم تیره بگیرم.گلبهی هاش خیلی شیرینه.اشپزخونه رو روحیه دارش میکنه.یکی دوجا هم سرزدیم.سرویساس از جنس فلز هستش (منظور سطل و اینجو رچیزاش) فروشنده میگه استیله اینا !چرا استیل رو میذاری میری پلاستیک میگیری.گفتم یه لحظه صب کن یه آهن ربا دربیارم تا ثابت بشه اینا استیل نیستن.خندشون گرفته بود میگم وقتی از جنس اهن هستش و آهن ربا رو میگیره .خب پلاستیک فشرده میخرم تا بیخودی القا نکنم به خودم که جنسشون از استیله.!درست است آیا! استیل اصل قیمت جاحبوباتیش 1و100 تومن میشد که بالاشهر دیدم .حالا.خلاصه حساس شدم و گیر دادم به پلاستیک فشرده که بنظرم جنسشون عالی باید باشه ومارک لیمون به دلم نشسته.یه جفت مرغ خوری خریدیم برای ننه ام که کارتشو من کشیدم! گفتم بذار کادو محسوب شه!!!از چینش خونه یکم حرفیدیم که باز دهن من شل شد و همه نظراتمو گفتم وخدا بخیر کند که طوفانی پیش نیاد!!!الهی آمین.یه خرسای گنده ای ملت گرفته بودن که واقعا دلم لک زد یدونه هم من بخرم واسه خودم! اخه برای اتاق خابم لازم دارم .ان شالاه تختمو که گرفتم یه خرس گنده پشمالو نرم و نازک هم میگیرم که باهم بخابیم!!خخخخخخ.بقول اون جوکه ما کادوی تولدی دریافت نکردیم که بگیم چرا برای ما کادو ولنتاین(جشن کفار) نگرفتن!!.البته صبحی دوستام (مریم و زهرا) بهم تبریک گفتن.یووح یووووح.. دوست تهرانیم هم تو تلگرام باهام حرفید و اینا .روز خوشی بود.امروز میخام برم همون رنگ گلبهی رو که سرویس کامل دارن و از مغازه نزدیک محل کارم بگیرم.ننه ام مورد پسندش قرار گرفت..امروز هم باید به برم اقاجونم سربزنم دلم براش تنگ شده.هفته پیش نرفته بودم  یه جوری شده بودم.دلم خیلی هواشو میکنه.نور به قبرش بباره..

19بهمن

پنج‌شنبه 19 بهمن 1396

اول هفته یه تصمیمی داشتم  برای امروز واونم اینکه چمدونمو ببندمو برم وان برای سه روز البته با تور .دلیل اول نرفتنم اینه که تو اتوبوس نمیتونم بشینم. دلیل دومم هم این بود که راحت باید 1و500 خرج میکردم .چون امکان نداشت که بدون کادو و خرید برگردم.البته دلیل سومشم این بود که حس رفتنو نتونستم ایجادکنم!!پریروز بود بعد از کار که ساعت 3 تموم شدم رفتم یه فروشگاه بزرگی سر زدم و این دفعه گیر دادم به مارک لیمون ( وسایل اشپزخونه) .قیمتها رو مقایسه کردم قشنگ  .یه جایی نزدیک محل کارم گفتش یه تومن . رفتم همون فروشگاه سه طبقه گفتش 950 تومن.یخچال الکترو استیل رو 990 تومن گفت که واقعا شاخ درآوردم.خلاصه دیروزم با زهرا بودم و  رفتیم یه جای همیشگی که همیشه برای تشکر از خودم! میرم اونجا پیتزا سفارش میدم. باهم کلی گپ زدیم و نشستیم پیتزا میل کردیم.بعدش رفتیم شیخ تپه و وارد اولین مغازه که شدم (انگاری هدایتم کردن) درست رفتم سراغ یه نیم بوت که همرنگ کیف جدیدم بود! یادمه مریم گفت یه نیم بوت همرنگش بخر تا ست بشه گفتم از کجا پیدا  کنم با این سایزی که من دارم! گفتش 120 تا! مثلا حراجیه هااا...تا پوشیدمش قالب پام شد.ازون 36 های قالب کوچیک بود ...(سایز پام هم لو رفت) خلاصه گفتم برای حراجی بیشتر از100 نمیدن!!کلی چونه که چون زهرا باهام بود فکم باز شده بود برای چونه (اهل چونه نیستم)  ، گفتش115 تا وسلام!بابا انصاف کنید.خلاصه گفتم من که ماشالاه کل خیامو گشتم وامسال یه جفت کفش اندازه پام پیدا نشد .دیگه مجبوریه .سایز پام هم تا ابدالدهر همین خاهد بود.کارت مونم که موجودی داره .به مبارکی خریدم.یعنی دارم ذخیره سازی پوتین میکنم!! قشنگ بود دیگه .ولخرجی  نکنیم چیکار کنیم.خداروشکررر.کلی گشتیم برای لباس وپارچه . وفقط یه لباس نقره ای به چشمم خورد که سایز من بود وخیلی باشکوه!! یعنی مغازه  باز بود میگرفتمش!!!زهرا هم چیزی نخرید.یعنی گفتش فقط دارم قیمت میکنم ببینم خودم بدوزم یا لباس آماده بخرم...ازونجا هم که بای بای کردم بازهرا .گفتم یه سر به فروشگاه نزدیک خونه بزنم .ازونم قیمت مارک لیمون بپرسم.اونم در نهایت ناباوری  گفتش 800 تا درمیاد.فک کنم 37 پارچه بود پلاستیکای اشپزخونه واسه همون.ولی نظرم به 800 تومنی مساعد تر هستش.رنگ گلبهی میگیرم .اینو هم بندازم هفته دیگه با ننه ام برم .اونم پسند کنه ولی واقعا خوشرنگه .ننه ام که استقبال میکنه بذار منم بخرم تا افکارش رو همون حرف خودش بمونه بامید خدااا.امروز هم ترکیه ( وان ) رو بیخیال شدیم .و واقعا نیاز داشتم از محل کار بزنم بیرون.گفته بودم کار دارم وباید ساعت11 برم.یه مقدار از کارارو انجام دادم و یازده رو رد شده بود .تعطیل کردم.زنگیدم به خانوم محمدی که قرار داشتیم باهم.دیدم تازه از خاب بیدارشده .دوتا نون سنگک گرفتم از اخرای همون خیابونی که  واحدم اونجاس.یه خیابون با واحد خانوم محمدی فاصله دارم.ماشینو که داشتم پارک میکردم.دیدم یه نون خشکی سرشو کرده تو سطل اشغالا..خدا بهشون رحم کنه .یه تیکه از نونو که گرم بودو کندمو و رفتم جلو گفتم نون تازه اس هااا.بفرما..رفتم بالا اون صبحونه خورد منم ناهار!!!خخخخخخ.یه لحظه از اقای دکتر همسایه اش حرفید گفتم چه خوب .امروز حتما باید بریم ملاقات اقای مددی .دیشب باز خابشو دیدم .بیشتراز دوماهه که افتاده تو چاله اب وفاضلاب و نه به هوش میاد بیچاره و نه پیرمرد به اون سن و سال تکلیفش معلوم نیست.خلاصه این اقای دکتر لطف کرد  وخارج از وقت ملاقات مارو برد بخش.از سی سی یو درومده بود.بدو بدو رفتیم بالا .دیدم تا منو دید شناخت.با لب خونی متوجه میشه حرف آدمو.گفتم امیدت  بخدا باشه .خوب میشی .نمیتونست راحت نفس بکشه .گفتم به خودت فشار نیار  تا راحت نفس بکشی.گریه ام گرفت. اومدم بیرون.خدا به اون رحم کنه .شفاش بده ان شالاه.خدا هیشکی رو زمین گیر نکنه (آمین)  .از اقای دکتر کلی تشکر کردیم.لطف کرد .مسیر نزدیک بود رسوندیمش.وکلی تشکر و سرسلامتی. برگشتیم خونه و وضو گرفتیم و رفتیم زیارت (آقاقبری) .یه دور زدیم ماشینو پارک کردیم.رفتیم شمع روشن کردیم .داخل هم رفتیم برای زیارت.این اقایی که قبرش زیارتگاه شده آقا عرب باغی هستش.من  از دعای اون حاجت گرفتم...کلی دعا و اینا .نذر هم کردم بازم. واینکه روز خیلی خوبی بود ..هم زیارت شد هم عیادت ... واقعا خیلی خسته ام .شکرش باشه .خدایا به بزرگی خودت یه برفی بفرست .درسته صاحب مصلحتی ما کی باشیم.ولی سال دیگه هی زر زر میکنن که اب نداریم! اینم یه چوب میشه که بزنن سرملت...باز کوهها برف باشه میره پشت سدهاو بهونه ها( واسه  ملتی که پیشرفتی ندارن تو گذران زندگیشون) کم میشه .الهی بامید خوددت .

17بهمن

سه‌شنبه 17 بهمن 1396

ازونجایی که دیروزباندازه تموم وجودم فحش خور کردم رییسو بالاخره زبونش باز شد!!! خانوم طراح هم پررو تشریف داره هم هرکاری خودش بخاد انجام میده.دفعه پیش زنگیده بود که چرا اگهی تایپی به من میدین .من دستم خیلی کنده!!(انگاری ما از شیکم ننه  آوردین و حرفه ای هستیم) و ایشون اولویتهای دیگه ای هم دارن! پسرگشاد رییس دوتا اگهی داد که اسکن کنم و براش بفرستم و فرمود که بیکاره !!بذار تایپ کنه! منم ازون موقعی که زر زده بود و وز وز کرده بود توگوش رییس متوجه پرروییش بودم. نمیخاستم رودرو بشم باهاش.خلاصه رییس !! گفتش که اگهی تایپی ندین بهش! تا عید میمونه فقط .مابا پررو ملت نمیتونیم کار کنیم!! (همه مثه من نیستن که .امروز چک 14 میلیونی بهش دادم!) خلاصه نذر ما درمورد عدم ضمانت رییس برقرار نشد.یه چک 14 میلیونی از حساب خالیم !! کشیدم .اونم داره وام میگیره برای پسر گشادش عروسی بگیره!!!منم فقط بخاطر اینکه حساب کتابش درسته اینکارو کردم.دست و دلم لرزید ولی ان شالاه مشکلی پیش نیاد .36 ماه هم اقساط بازپرداختشه ..درسته میل باطنیم راضی نبود ولی خوش حسابیش خیلی خوبه.قسط بانکو عقب نمیندازه.وگرنه خودم هرماه باید 400 تومنو از دفترکارش جور کنم بدم بابت اقساطش!!البته زبونم لال .منتها این ادااصولاش منو خیلی حرص میده .هیچ خری امروز تا ساعت3  نمیموند تو محل کار که تایید کارو بگیره و بقولی حقوقش حلال باشه!! ولی من میمونم ! دیروز یه ست اشپزخانه شامل جاحبوباتی و پلاستیک اشپزخانه که 70 پارچه بودودیدم.قیمتش 1 میلیون درمیومد.گفتش یه تخفیفی هم میدم.هردوتا ست رنگشون گلبهی و خیلی شیرین بود .به دلم نشست.یه دست پیاله ماست خوری و قاشق چایخوری برداشتم برای خونه که توش ماست بخورم! گفتم یه تومن درمیاد به ننه ام.میگه خب چه فرقی داره پول تو بانک بمونه یا بخری! گفتم مسئله جا هستش!میگه میذاریم پارکینگ .ننه ام کلا فاز مساعد میزنه همش!اینم منو میترسه .کلا وقتی فاز مهربون برمیداره هم نگران میشم .میگم مار گزیده از ریسمان سیاه سفید میترسد.مصداق بازر منه! بعدش گفتم میذاریم پشت پرده پذیراایی اونجا جا هست! موافقت کرد شدید.باخرید لوازم خونه من خیلی موافقه!خدایا بامید خودت که دریا طوفانی نشه(گوش شیطون کررررررررررر) خلاصه گفتم بذار از یه جای دیگه هم امروز قیمت کنم.دیدم اونجا قیمتاش خیلی مناسبه البته 50 تومن فرق داشت ولی منظورم لوازمای دیگشون بود.لباسشویی سامسونگ 7 کیلویی1میلیون و 650 تومن!!!!!!!!!! باورکردنی نبود.دوبار نیگا کردم همون قیمت بود.یخچال الکترو استیل بود چقدر ناز !!انگاری برای قد و قواره من ساخته باشن!990 تومن!!17 فوت گفت فروشنده.وووووووووووووی چقدر رنگ چقد زیبایی!!آدم سیرنمیشه از دیدن وسایلای خونه...فقط یادم رفت قیمت تی وی رو ببینم.یعنی موندم جنس ایرونی بگیرم!!!یا مثلا بجای 1تومن یخچال ایرونی بدم 4 تومن یخچال سامسونگ! یعنی خونه رو فقط خالی ببینم هااااااااااااا.هرچی به نظرت میاد جاداره بگیرم.ولی ست اشپزخونه لمون رو باید اخر ماه بگیرم.یه میلیون هم اونا میشن .بعدش اینکه  یه ست دکوری دیدم ابی خوشرنگ باید حتما اونارم بگیرم چون گلدونشو خریدم 70 تومن .ولی اونجا زده بود63 تومن.قیمتااونقدرازهم فاصله ندارن اینش خوبه.اون سا اشپزخونه 1 تومنی رو بگیرم دیگه 50 تومن باید تخفیف بده .!اگر بده! نده هم مهم نیست .شکرش باشه 50 تومن برام هیچ اهمیتی نداره .یه جورایی خیالم راحته بابت  خرج کردن و حتی ولخرجی کردن..خدایا شکررررررررررررررررررررت...بذار ببینیم رییس میخاد از فروشگاه ارتش بره خرید کنه برای پسرش قسطی برداره ..بلکه تونستم منم قسطی بردارم با حکمت کارت اونا ...نشدم قوبون اوستا کریمم برم ، نقد میگیرم..غمی نیست..الهی شکررررررررررررر...

16بهمن

دوشنبه 16 بهمن 1396

چند روزی هست که زده به سرم برم وان .یه تور گردشی هست که 5شنبه صبح حرکت میکنه  و 22 بهمن برمیگردن.نهایتش برای تعهد کاریم 5 شنبه و شنبه که بین التعطیلین هستش مرخصی میگیرم!!راستش دلم میخاد ولی احتمالا یا پول خرج کردن برام سخته !(که بعید میدونم) یا اینکه نمیدونم چه مرگمه که پامو از خونه بیرون نمیتونم بذارم.البته یه مسئله ای هم هستش که من نمیتونم توی اتوبوس بشینم چون دل پیچه میگیرمو روده و معده بهم میریزه.یه قرصایی هم هستا .ولی باز زیاد مساعد نمیشم .سه ساعت ونیم راهه تا وان. احتمالا نرفتنم زیاده.باخودم گفتم اتاق یه تخته میگیرم 500 تومن.یه 500 تایی هم باید خرج کنم چون تا برگردم چمدونو باز کنم همه چشمشون به سوغاتی سفره...چندوقته هی خودمو به آرامش دعوت میکنم .صدقه میدم .لال میشم .میبینم این رییس فلان فلان شده ام نمیدونم دنبال چه بهونه ای میگرده.فقط میره رو اعصاب. دیروز بعد خدافظی زنگیده میگه ببین خانم فلانی چی میگه !برگرد!!گفتم چی؟ گفتش بزنگ ببین چی میگه؟! مرتیکه خر.. طراح گرفته 2 صفحه مطلب بزنه که همش اگهی میتایپیم براش میفرستیم...ماهی600 تا حقوقشه.اونم  از ساعت 11 میاد تا نهایت 2ونیم ..یا 3 . 6ساله دارم براش کار میکنم 5شنبه و شنبه هم همون ساعت 2 تا2ونیم میکشه .ماهی700 تا بهم میده..تازه دوقورت ونیمشم باقیه.ببین چیکار داره برگرد!!!تف به گووورت سرصبحی ....دختره معلوم نیست چی تو گوشش وزوز کرده آدم شده.طراحی که بلد نیست جدول طراحی شده تو ایندیزاینو بندازه تو وورد!!.بلد نیستم تموم شد! هزار جور حمالی ازم میکشه حساب کتاباشم من میکنم ،زر اضافی هم میزنه برای من...رو اعصابم بره میرم میشینه خونه.وسلام علیکم ورحمه اله  برکاته

11بهمن

چهارشنبه 11 بهمن 1396

ناراحت شدم واقعا...ولی هرچه پیشاید خوشاید...میگه قرار ه بهم پول بدن اونم قولشوبرای اخر خرداد دادن!!منم تا اردیبهشت نهایت خونمو میخام..........................من خونمو میخاام.خدا جووووووووووووون.کمکم کن...من خونمو میخام.........خدایاااااااااااااااا...میترسم تا اخر خرداد منو بپیچونه!!!گفتم من برنامه ریزی دارم برای اخر اردیبهشت!!!.لطفا خونمو بهم پس بده.میخاستم اگه عید خالی بشه سفره هفت سین بچینم تووش.من نموخاممممممممممممممممممم...کلی برنامه ریزی کردم این بار.خدااااااااااااااااااا....دیگه نمیشه که به زور ملتو انداخت بیرون!!گفتم تو یه ماه مونده به من بگوووو.فقط خونه رو تحویل بده.کلی حساب کتاب کرده بودم هاااااااااااااا..حالا چیکار کنم....خوشی هامون بهم خورد.پیش خانوم محمدی داشتم بال درمیاوردم..کاش یارویی که ازش میحرفه زود حساب کتاب کنه باهاش .تا مام به مرادمون برسیم...داشتم بال بال میزدم هااا تو دلم.ظروف هفت سین داشتم انتخاب میکردم.....امید بخدا دیگه باید صبر کنیم..منتها سال جدید خونه جدید بیشتر میچسبید...خداجوون کارشو حل کن.ماهم به زندگیمون برسیم.رییس گیر سه  پیچ داده برای ضامن شدن به وامش!!اونروز استعلام کردن میگن این خانوم گردش حساب نداره ...خخخخخخخخ..ان شالاه جور نشه .به ما چه..راستش دروغ چرا نمیخام چک بدم..هرجور حمالی انجام میدم تو محل کارشومنتها این یه قلمو واقعا ته دلم راضی نیستم.تازه اش اون حسابه دسته چک دارمو هم رویت کنن.متوجه میشن که آس وپاس هستم!!!والا.زندگی خودمونه به خودمون مربوط میشه.حسابای خالیمونو رو میکنیم....فردا باید برم پیش اقاجونم .باید باید ازش بخام دعا کنه من سال جدید برم خونه جدید.الهی بامید خودت.چقدر خوشحال شدممممممم.چشم شیطون کورررررررر..

( تعداد کل: 429 )
   1       2       3       4       5       ...       86    >>